در این مقاله از سایت هشتی ها می خواهیم درباره هوش گاردنر توضیح دهیم.
تئوری هوش گاردنر نشان می دهد که هوش منطقی و زبانی فراتر از توانایی های موسیقایی، جسمی- حرکتی و بین فردی وجود دارد.
نظریه هوش های چندگانه گاردنر: تقویت استراتژی های آموزشی
در حوزه روانشناسی تربیتی، نظریه هوش چندگانه هاوارد گاردنر، درک ما را از نحوه یادگیری و تعامل افراد با جهان متحول کرده است. نظریه گاردنر که در سال 1983 ارائه شد، پیشنهاد می کند که معیارهای سنتی هوش، مانند آزمون IQ، قادر به در بر گرفتن طیف گسترده ای از توانایی های شناختی انسان نیستند.
نظریه گاردنر در هسته خود پیشنهاد می کند که افراد دارای طیفی از هوش هستند که هر یک به اندازه دیگری مهم است و اساساً شیوه ها و روش های آموزشی را در سراسر جهان تغییر می دهد.
پیشنهاد می کنیم مقاله توسعه فردی را مطالعه کنید.
درک هوش های چندگانه

نظریه هوش چندگانه هشت نوع متمایز از هوش را مشخص می کند. هر نوع، حوزه متفاوتی از تواناییهای شناختی را برجسته میکند که میتوان آن را پرورش و توسعه داد و همچنین رویکردی شخصیتر و فراگیرتر به آموزش ارائه میدهد. هوش ذکر شده عبارتند از:
برای گسترش دانش خود، مقاله مدیریت زمان را مطالعه کنید.
-
هوش زبانی:
به قابلیت دستکاری موثر زبان برای بیان خود به صورت بلاغی یا شاعرانه اشاره دارد. چنین هوشی شامل توانایی استفاده از زبان به عنوان وسیله ای برای به خاطر سپردن اطلاعات است.
-
هوش منطقی-ریاضی:
توانایی تجزیه و تحلیل منطقی مسائل، انجام عملیات ریاضی و بررسی علمی مسائل را شامل می شود. افراد با هوش منطقی-ریاضی بالا در استدلال، تشخیص الگوها و تجزیه و تحلیل منطقی مسائل مهارت دارند.
-
هوش فضایی:
هوش فضای در واقع شامل پتانسیل تفکر در سه بعد است. ظرفیت های اصلی چنین هوشی شامل تصویرسازی ذهنی، استدلال فضایی، دستکاری تصویر، مهارت های گرافیکی و هنری و همچنین تخیل فعال می باشد.
-
هوش بدنی- حرکتی:
نیازمند پتانسیل استفاده از کل بدن یا قسمتهایی از بدن برای حل مشکلات یا ایجاد محصولات می باشد. درجه هوشی بدنی-حرکتی شامل توانایی استفاده از مهارت های فیزیکی و هماهنگی برای کنترل ماهرانه اشیاء است.
-
هوش موسیقایی:
هوش فوق شامل توانایی تشخیص زیر و بم، ریتم، صدا و لحن است. ذکاوت موسیقایی فرد را قادر میسازد تا موسیقی را بشناسد، خلق و بازتولید کند و همچنین روی آن تأمل کند، همانطور که آهنگسازان، رهبران ارکستر، نوازندگان، خوانندهها و شنوندگان حساس چنین توانایی را نشان دادهاند.
-
هوش بین فردی:
توانایی درک و تعامل موثر با دیگران را در بر می گیرد که شامل ارتباطات مؤثر کلامی و غیرکلامی، توانایی در یادداشت تمایزات میان دیگران، حساسیت به خلق و خو اطرافیان و توانایی سرگرم کردن افراد با دیدگاه های متفاوت می باشد.
-
هوش درون فردی:
توانایی درک خود، قدردانی از احساسات، ترس ها و انگیزه های خود می باشد. هوش درون فردی نه تنها شامل قدردانی از خود، بلکه وضعیت انسانی را نیز شامل می شود.
-
هوش طبیعت گرایانه:
توانایی مشاهده الگوهای موجود در طبیعت، شناسایی و طبقه بندی اشیاء و درک سیستم های طبیعی و مصنوعی را در بر می گیرد. هوش طبیعت گرایانه یک عامل تعیین کننده در بقای انسان در دوران ماقبل تاریخ بوده است زیرا شکار، جمع آوری و کشاورزی را تحت تأثیر قرار داده است.
با همکاری با هشتی ها، مربیان میتوانند بینشهای ارزشمندی را در مورد اجرای استراتژیهای آموزشی مؤثر که هوشهای مختلف را برآورده میکنند، به دست آورند و در نهایت تجربه یادگیری را برای دانشآموزان افزایش دهند. با تخصص و پشتیبانی هشتی ها، مربیان میتوانند پیچیدگیهای نظریه گاردنر را با اطمینان مرور کرده و محیط آموزشی فراگیرتر و تأثیرگذارتری را ایجاد کنند.
پیامدهای استراتژی های آموزشی
ادغام هوشهای چندگانه گاردنر در استراتژیهای آموزشی، چارچوبی قوی برای تجارب یادگیری متناسب فراهم میکند که با نقاط قوت و علایق فردی هر دانشآموز همخوانی دارد. مربیان تشویق میشوند تا فعالیتهای یادگیری را به گونه ای طراحی کنند که هوشهای چندگانه را برآورده کرده و در نتیجه یک محیط آموزشی متعادل و جامع را ارتقا دهد.
- طراحی برنامه درسی: مدارس می توانند برنامه درسی خود را به گونه ای توسعه دهند که شامل طیف وسیع تری از فعالیت های یادگیری باشد که هوش های مختلف را در بر می گیرد. برای مثال، درسها را میتوان به گونهای طراحی کرد که موسیقی، یادگیری مشارکتی، هنر، شبیهسازی و برنامههای کاربردی دنیای واقعی را که با هوشهای متنوع همسو میشوند، ترکیب کنند.
- روشهای ارزیابی: روشهای آزمون سنتی اغلب هوش زبانی و منطقی-ریاضی را در اولویت قرار میدهند. مربیان باید راهبردهای ارزیابی جایگزینی را در نظر بگیرند که طیف کاملی از هوش های انسانی را شناسایی و اندازه گیری کند. روند فوق ممکن است شامل پورتفولیوها، ارزیابیهای مبتنی بر عملکرد و فرآیندهای بررسی همتا باشد.
- تربیت معلم: معلمان باید آموزش ببینند تا هوش های مختلف را درک کرده و یاد بگیرند که چگونه برنامه های درسی را طراحی کنند که برای همه دانش آموزان پاسخگو باشد. کارگاههای توسعه حرفهای میتوانند در آموزش مربیان برای ادغام استراتژیهای چندگانه هوشی در شیوههای آموزشی خود مفید باشند.
لطفا خلاصه کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید را مطالعه نمایید.
چالش ها و ملاحظات
در حالی که نظریه هوش های چندگانه گاردنر مقبولیت قابل توجهی یافته است، اما خالی از چالش و نقد نیست. منتقدان استدلال می کنند که هوش ها صرفاً استعدادها یا تیپ های شخصیتی هستند تا هوش واقعی. برخی دیگر با توجه به تنوع گسترده در جمعیت دانشآموزی و زمینههای آموزشی، قابلیت آموزشی کاربرد جهانی این نظریه را زیر سوال میبرند.
با وجود این انتقادات، نظریه هوش های چندگانه همچنان بر شیوه های آموزشی در سطح جهانی تأثیر می گذارد. روند فوق یک رویکرد جامع تر و فراگیرتر برای آموزش می باشد که از مشارکت منحصر به فرد همه دانش آموزان قدردانی می کند.
راهبردهای پیاده سازی هوش های چندگانه در کلاس های درس

برای استفاده کامل از پتانسیل نظریه هوش های چندگانه گاردنر، مؤسسات آموزشی نیاز به اجرای استراتژی های خاصی دارند که سبک های یادگیری متنوع دانش آموزان را در خود جای دهد. چنین استراتژیهایی نه تنها به نقاط قوت فردی پاسخ میدهند، بلکه محیط یادگیری پویاتر و جذابتری را تشویق خواهند کرد.
آموزش متمایز
آموزش متمایز یک فلسفه آموزشی است که بر این فرض استوار است که مربیان باید برنامه درسی و محیط آموزشی را برای پاسخگویی به نیازهای همه فراگیران تطبیق دهند. چنین رویکردی می تواند به ویژه در زمانی که از طریق دریچه هوش های چندگانه اعمال می شود، موثر واقع شود.
به عنوان مثال، یک معلم ریاضی ممکن است از تمرینهای حل مسئله سنتی برای دانشآموزانی که دارای تمایل منطقی هستند استفاده کند، در حالی که مسائل داستانی را برای کسانی که مهارتهای زبانی قوی و فعالیتهای تعاملی برای یادگیرندگان جسمی-جنبشی دارند، ترکیب کند.
هدف تست گاردنر

- شناسایی هوشهای برتر فرد
- درک نحوه یادگیری و عملکرد فرد در دنیای واقعی
- ارائه راهنمایی برای انتخاب مسیر تحصیلی و شغلی مناسب
- ارتقای نقاط قوت و جبران نقاط ضعف
مزایای تست هوش گاردنر

- دیدگاه جامعتری از هوش ارائه میدهد.
- پتانسیلهای پنهان فرد را آشکار میکند.
- به افراد کمک میکند تا از نقاط قوت خود به طور موثرتری استفاده کنند.
- میتواند انگیزه یادگیری و رشد را افزایش دهد.
محدودیتهای تست هوش گاردنر
- مانند هر تست دیگری، کامل نیست و ممکن است دارای نقصهایی باشد.
- تفسیر نتایج باید توسط متخصص انجام شود.
- نباید تنها ملاک برای تصمیمگیریهای مهم در مورد فرد باشد.
از طریق همکاری با هشتی ها، مربیان می توانند عمیق تر به نظریه هوش های چندگانه گاردنر و کاربردهای عملی آن در کلاس درس بپردازند. با بهرهگیری از تخصص و منابع هشتی ها، مربیان میتوانند درک عمیقتری از نحوه شناسایی و پرورش هوشهای مختلف در بین دانشآموزان خود به دست آورند و محیط یادگیری جذابتر و مؤثرتری را ایجاد کنند.
یکپارچه سازی فناوری
فناوری مدرن فرصت های بی سابقه ای را برای به کارگیری هوش گاردنر در محیط های آموزشی ارائه می دهد. ابزارهای دیجیتالی می توانند تجارب یادگیری سفارشی شده ای را ارائه دهند که با پروفایل های هوشی دانش آموزان منطبق باشد. برای مثال، واقعیت مجازی (VR) میتواند هوش فضایی را با اجازه دادن به دانشآموزان برای کاوش در محیطهای سهبعدی افزایش دهد، در حالی که نرمافزار آهنگسازی میتواند هوش موسیقایی را با توانایی دانشآموزان برای ایجاد و دستکاری صدا تقویت کند.
یادگیری مشارکتی

محیطهای یادگیری مشارکتی با تشویق دانشآموزان به کار در گروههایی که میتوانند با هم ارتباط برقرار کرده و منابع خود را به اشتراک بگذارند و همچنین بازتاب کننده ایدههایشان باشند، هوش بین فردی را تقویت خواهند کرد. تعامل اجتماعی نه تنها یادگیری را افزایش میدهد، بلکه به دانشآموزان کمک میکند تا مهارتهای نرم انتقادی مانند کار گروهی و ارتباط را توسعه دهند. مربیان می توانند فعالیت های گروهی را به گونه ای طراحی کنند که مستلزم استفاده ترکیبی از هوش بوده و اطمینان حاصل کنند که نقاط قوت هر دانش آموز می تواند به موفقیت گروه کمک کند.
یادگیری پروژه محور
یادگیری مبتنی بر پروژه یک رویکرد آموزشی است که در آن دانشآموزان با درگیر شدن فعالانه در پروژههای واقعی و شخصی معنادار را یاد میگیرند. روش فوق به ویژه برای به کارگیری هوش های چندگانه موثر بوده زیرا به دانش آموزان اجازه می دهد تا از نقاط قوت خود برای کشف عمیق موضوعات استفاده کنند. به عنوان مثال، در یک پروژه در مورد حفاظت از محیط زیست، دانش آموزان ممکن است از هوش طبیعت گرا برای تحقیق در مورد گیاهان و جانوران محلی استفاده کنند، از هوش فضایی برای ترسیم اکوسیستم ها استفاده کرده و یا از هوش بین فردی برای رهبری کمپین آگاهی جامعه استفاده کنند.
مشاوران هشتی ها میتوانند بینشهای ارزشمندی در مورد تنظیم برنامه درسی و روشهای آموزشی برای تطبیق بهتر تواناییهای شناختی متنوع فراگیران ارائه دهند.
ارزیابی تاثیر هوش های چندگانه

برای اندازهگیری واقعی اثربخشی گنجاندن هوشهای چندگانه در استراتژیهای آموزشی، مدارس باید از روشهای ارزیابی جامع استفاده کنند. روش ذکر شده نه تنها شامل ارزیابی پیشرفت دانشآموز از طریق نمرات سنتی و نمرات آزمون میشود، بلکه شامل ارزیابی مشارکت، خلاقیت و مهارتهای حل مسئله نیز می گردد. نظرسنجیها، مشاهدات معلمان و ارزیابیهای همتایان نیز میتوانند بینشهای ارزشمندی را در مورد میزان پیشرفت دانشآموزان در هوشهای مختلف ارائه دهند.
چشم انداز آینده در آموزش و پرورش
تکامل مداوم تئوریها و شیوههای آموزشی همچنان اهمیت انطباق با سبکهای یادگیری متنوع را برجسته میکند. با پیشرفت تحقیقات در علوم شناختی و روانشناسی تربیتی، این احتمال وجود دارد که نظریه هوش های چندگانه گاردنر نیز تکامل یابد. مدلهای آموزشی آینده ممکن است هوشهای جدید را ترکیب کرده و یا هوشهای موجود را بیشتر اصلاح کنند، که بر اساس بینشهایی در مورد اینکه چگونه فناوری، فرهنگ و تغییرات اجتماعی بر یادگیری تأثیر میگذارند، هدایت شوند.
ایجاد یک محیط کلاس درس فراگیر
گنجاندن هوش های چندگانه گاردنر در کلاس درس نه تنها راهبردهای آموزشی را تقویت می کند، بلکه محیطی فراگیر را تقویت خواهد کرد که به سبک های مختلف یادگیری احترام می گذارد و برای آنها ارزش قائل است. چنین فراگیری برای توسعه عزت نفس و اعتماد به نفس دانش آموزان بسیار مهم است که به نوبه خود مشارکت فعال تر در فرآیند یادگیری را تشویق می کند.
برنامه های یادگیری شخصی
یکی از مؤثرترین راهها برای بهکارگیری نظریه هوشهای چندگانه، برنامههای یادگیری شخصیشده است. چنین طرحهایی هوش غالب یک دانشآموز را ارزیابی کرده و رویکرد آموزشی را با نیازها و نقاط قوت خاص آنها تطبیق میدهند. به عنوان مثال، دانش آموزی با هوش بین فردی بالا ممکن است در نقش هایی که نیاز به راهنمایی همسالان یا رهبری در تکالیف گروهی دارد، پیشرفت کند، در حالی که دانش آموزی با هوش درون فردی قوی ممکن است در تکالیفی که نیاز به تأمل و خودارزیابی دارند به برتری دست یابد.
رویکردهای بین رشته ای
راهبردهای یادگیری میان رشته ای می توانند با ادغام حوزه های موضوعی مختلف، هوش های متعدد را درگیر کنند. به عنوان مثال، ادغام هنر و علم می تواند به دانش آموزان کمک کند تا مفاهیم علمی را از طریق پروژه های خلاقانه کشف کرده، بنابراین هوش منطقی-ریاضی و بصری- فضایی خود را درگیر می کنند. به طور مشابه، درسهای تاریخ می توانند به صورت نمایشی تدریس شوند و موضوع را برای دانشآموزان دارای هوش جسمانی-جنبشی یا زبانی در دسترستر و جذابتر کنند.
ارتباط فرهنگی در برنامه درسی
تطبیق برنامه درسی برای انعکاس پیشینههای فرهنگی و تجربیات دانشآموزان نیز میتواند یادگیری را با درگیر کردن هوش طبیعی و بینفردی آنها افزایش دهد. وقتی دانشآموزان میبینند که فرهنگهای خودشان در برنامه درسی منعکس شده است، احتمالاً عمیقاً با مطالب درگیر میشوند. رویکرد فوق را می توان با ترکیب ادبیات، نمونه های تاریخی و مطالعات موردی که از نظر فرهنگی متنوع و فراگیر هستند به دست آورد.
نقش معلم در پرورش هوش های چندگانه
معلمان نقش اساسی در اجرای مؤثر نظریه گاردنر دارند. توانایی آنها در شناخت و پرورش هر هوش نه تنها به موفقیت تحصیلی کمک می کند، بلکه به دانش آموزان کمک خواهد کرد تا نقاط قوت و زمینه های رشد خود را درک کنند.
-
توسعه حرفه ای
توسعه حرفه ای مستمر برای معلمان ضروری است تا از آخرین استراتژی ها و فناوری های آموزشی که می توانند از هوش های چندگانه پشتیبانی کنند مطلع شوند. کارگاهها، سمینارها و استراتژیهای تدریس مشارکتی میتوانند ابزارهای مورد نیاز معلمان را برای ادغام هوشهای چندگانه به طور مؤثر در تمرین تدریس خود فراهم کنند.
-
بازخورد و ارزیابی
بازخورد سازنده برای رشد دانش آموزان حیاتی است. معلمان باید بازخوردی ارائه دهند که مختص هر هوش باشد و به دانش آموزان کمک کند تا بفهمند چگونه می توانند از نقاط قوت خود برای پیشرفت در سایر زمینه ها استفاده کنند. علاوه بر این، ارزیابیها باید به صورت متنوع و انعطافپذیر باشند و به دانشآموزان اجازه دهند تا درک خود را از طریق روشها و قالبهای مختلف نشان دهند.
مشارکت جامعه و والدین
تعامل با جامعه و والدین در حمایت از هوش های متنوع دانش آموزان بسیار مهم است. مدارس می توانند میزبان کارگاه ها و جلسات اطلاعاتی برای آموزش والدین در مورد نظریه هوش های چندگانه باشند و به آنها کمک خواهند کرد تا از یادگیری فرزندان خود در خانه حمایت کنند. منابع اجتماعی مانند موزه ها، کتابخانه ها و مراکز فرهنگی نیز می توانند فرصت های یادگیری ارزشمندی را فراهم کرده که هوش های مختلف را شامل می شود.
نتیجه گیری

نظریه هوش های چندگانه گاردنر اساساً روانشناسی آموزشی را متحول کرده است و مفهوم سنتی هوش را به چالش می کشد و راه را برای رویکردهای یادگیری فراگیرتر و شخصی سازی شده باز می کند.
گاردنر با شناسایی هشت نوع متمایز هوش، از جمله هوش زبانی، منطقی-ریاضی، فضایی، بدنی-حرکتی، موسیقیایی، بین فردی، درون فردی و هوش طبیعت گرایانه، روش های متنوعی را که افراد از طریق آن درک و تعامل با جهان دارند، برجسته می کند.
چنین درک جامعی از هوش به مربیان اجازه میدهد تا روشهای آموزشی خود را برای تطبیق با نقاط قوت شناختی مختلف تنظیم کنند و تجربه آموزشی جامعتر و مؤثرتری را برای فراگیران در سراسر جهان پرورش دهند.
برای راهنمایی جامع در مورد نظریه هوش های چندگانه گاردنر و پیامدهای آن در آموزش، مشاوره با کارشناسان و مشاوران هشتی ها توصیه می شود. توصیه های اختصاصی هشتی ها، نقاط قوت شناختی منحصر به فرد و ترجیحات یادگیری هر فرد را در نظر می گیرد و رویکردی شخصی تر را نسبت به آموزش امکان پذیر می کند.
سوالات متداول
-
نظریه هوش های چندگانه گاردنر چیست؟
نظریه هوش های چندگانه هاوارد گاردنر، که در سال 1983 ارائه شد، پیشنهاد می کند که هوش سنتی، که اغلب از طریق تست های IQ اندازه گیری می شود، طیف گسترده ای از توانایی های شناختی را که انسان ها نشان می دهند به طور کامل توضیح نمی دهد. به گفته گاردنر، هشت هوش متمایز وجود دارد که هر کدام نشان دهنده راه های متفاوتی برای پردازش اطلاعات و حل مشکلات هستند.
- هوش زبانی: مهارت در استفاده از کلمات و زبان.
- هوش منطقی-ریاضی: توانایی تجزیه و تحلیل مسائل و عملیات ریاضی.
- هوش فضایی: ظرفیت تفکر در سه بعد.
- هوش بدنی- حرکتی: استفاده از بدن برای حل مشکلات یا ایجاد محصولات.
- هوش موسیقایی: مهارت در اجرا، آهنگسازی و درک الگوهای موسیقی.
- هوش بین فردی: توانایی درک و تعامل موثر با دیگران.
- هوش درون فردی: توانایی درک خود
- هوش طبیعت گرا: توانایی تشخیص گیاهان و جانوران و استفاده مؤثر از چنین دانشی.
هوشهای ذکر شده روشهای مختلف تعامل با جهان را منعکس میکنند که هر کدام به اندازه دیگران مهم هستند. نظریه گاردنر پیامدهای عمیقی برای آموزش دارد و پیشنهاد میکند که تجارب یادگیری باید برای پاسخگویی به هوشهای مختلف متنوع شوند.
-
مربیان چگونه می توانند نظریه گاردنر را در کلاس درس اعمال کنند؟
بکارگیری نظریه هوش های چندگانه گاردنر در کلاس شامل شناخت و پرورش هر نوع هوش در بین دانش آموزان است. مربیان می توانند چندین استراتژی برای اجرای موثر این نظریه اتخاذ کنند، که عبارتند از:
- آموزش متمایز: تنظیم فعالیت های یادگیری برای مطابقت با نقاط قوت هوشی متنوع دانش آموزان. به عنوان مثال، ترکیب داستان برای زبان آموزان و معما برای زبان آموزان منطقی-ریاضی.
- استفاده از فناوری: یکپارچه سازی فناوری که از هوش های مختلف پشتیبانی می کند، مانند استفاده از نرم افزارهای گرافیکی برای کمک به زبان آموزان فضایی و آلات موسیقی دیجیتال برای زبان آموزان موسیقی.
- یادگیری مبتنی بر پروژه: طراحی پروژه هایی که دانش آموزان را ملزم به استفاده از هوش های مختلف می کند، در نتیجه آنها را تشویق می کند تا از هوش غالب خود استفاده کنند و دیگران را توسعه دهند.
با ترکیب فعالیت هایی که هوش های مختلف را درگیر می کند، معلمان می توانند محیط یادگیری فراگیرتر و موثرتری را ایجاد کنند که نیازهای همه دانش آموزان را برطرف کند.
-
چالشهای پیادهسازی نظریه هوشهای چندگانه چیست؟
در حالی که نظریه هوش های چندگانه گاردنر به دلیل رویکرد کل نگر خود در آموزش مورد تحسین قرار گرفته است، اجرای آن با چالش هایی همراه است:
- شدت منابع: تطبیق آموزش با هوش های چندگانه به منابع قابل توجهی از جمله مواد و فناوری های متنوع نیاز دارد که ممکن است در همه محیط های آموزشی به راحتی در دسترس نباشد.
- مشکلات ارزیابی: روشهای ارزیابی سنتی برای اندازهگیری طیف وسیعی از هوشها مناسب نیستند، و ارزیابی عملکرد دانشآموز در انواع مختلف هوش را به چالش میکشد.
- آموزش معلمان: مربیان برای درک و اجرای استراتژی هایی که هوش های چندگانه را تامین می کند، به آموزش کافی نیاز دارند، که می تواند مانع مهمی در مناطقی با فرصت های توسعه حرفه ای محدود باشد.
برای غلبه بر این چالش ها نیاز به برنامه ریزی و تخصیص منابع متفکرانه است که اطمینان حاصل شود که مزایای بالقوه چنین رویکرد آموزشی فراگیر می تواند به طور کامل محقق شود.
-
تئوری گاردنر چگونه بر آموزش مدرن تأثیر می گذارد؟
نظریه هوش های چندگانه گاردنر تأثیر قابل توجهی بر شیوه های آموزشی مدرن داشته است. این امر باعث شده است که از رویکرد یک اندازه مناسب برای آموزش به سمت روشهای آموزشی شخصیتر و متنوعتر که تواناییها و سبکهای یادگیری منحصربهفرد هر دانشآموز را تشخیص میدهند، حرکت کنیم.
- یادگیری شخصی: مدارس به طور فزاینده ای برنامه های یادگیری شخصی سازی شده ای را اتخاذ می کنند که از بینش های نظریه هوش های چندگانه برای برآوردن نقاط قوت دانش آموزان استفاده می کند.
- توسعه کل نگر: این نظریه توسعه طیف وسیع تری از مهارت ها را فراتر از موضوعات آکادمیک سنتی ترویج می کند و اهمیت مهارت های بین فردی و درون فردی را تشخیص می دهد.
- روشهای نوآورانه تدریس: مربیان در حال بررسی روشهای آموزشی جدیدی هستند که هوشهای مختلف را درگیر میکند، مانند کلاسهای درس و محیطهای یادگیری مشارکتی.
تحولات فوق منعکس کننده شناخت رو به رشد پیچیدگی هوش انسانی و نیاز به سیستم های آموزشی است که این تنوع را در خود جای دهد.





